کارگاه آموزشی عمومی کنگره 60؛ نمایندگی رودهن
شنبه 21 تیر 1399 ساعت 11:10 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست محمود احدی نوید | ( نظرات )
جلسه سوم از دور پانزدهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگرهٔ 60؛ نمایندگی رودهن ویژه آقایان مسافر در روز شنبه مورخ 99/4/21 با دستور جلسه: (تخریب های شیشه و  درمان آن با متد DSTبا استادی کمک راهنما، مسافر رضا و نگهبانی مسافر مهرداد و دبیری مسافر محمد حسین رأس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

"در ضمن سومین سال رهایی مرزبان محترم مسافر حبیب، رهجوی کمک راهنمای محترم، مسافر رضا را با شور فراوان جشن گرفتیم"

خلاصه سخان استاد:

سلام دوستان رضا هستم یک مسافر

دستور جلسه امروز به دو بخش تقسیم می‌شود، بخش اول شیشه و تخریب‌های آن و بخش دوم تولد سه سال رهایی مرزبان محترم آقا حبیب. در مورد شیشه تجربه زیادی ندارم و فقط دو بار آن را مصرف کرده‌ام که برایتان می‌گویم: این دو بار مصرف شیشه به اندازه ده سال به من تخریب زد. یکبار که برای انجام کاری به شیراز رفته بودم و بعد از چهار روز از خواب بیدار شدم و خواستم به سرکار بروم که به من گفتند کار تمام شده و چهار روز هم گذشته است. یکبار هم در تهران مصرف کردم که وقتی از خواب بیدار شدم خواهرم گفت الان سه روز است که خوابی، نمی‌خواهی بروی سرکار؟ همین دو بار هم به خاطر نوع و شرایط کاریم ضررهای زیادی داشتم.

سخنان استاد در مورد مسافر حبیب

در ابتدا که حبیب وارد کنگره شد من در نمایندگی بالا خدمتگزار بودم و حبیب با یک وضعیت آشفته‌ای وارد نمایندگی شد و از همان اول انگار برای جنگ آمده بود و با همه جنگ داشت. حبیب با منیت بالا می‌خواست ثابت کند که همه دروغ می‌گویند و اشتباه می‌کنند ولی با تمام مقاومت‌هایی که در برابر تغییر انجام می‌داد وارد این مسیر شد و خانواده‌اش نیز کمکش کردند، با گذشت زمان شروع کرد به خدمت کردن و مسیر تغییر برای او نمایان شد و کم‌کم تغییر کرد تا تبدیل شد، یعنی از یک مصرف کننده ناآرام و به هم ریخته تبدیل شد به یک انسان رها از مواد مخدر.

یکی از صفات او این بود که دائم در حال سؤال کردن بود و این یک ویژگی خوب است زیراکسی که سؤال می‌پرسد یعنی در حال تغییر است و حال من از کجا می‌فهمم که تغییر کرده و نتیجه‌اش خوب بوده؟ از آنجایی که او در نمایندگی رودهن خدمتگزار است و این مسیر را به‌گونه‌ای طی کرده تا بتواند به جایگاه کمک راهنمایی برسد.

در نهایت باید بگویم که حبیب باید حالا جوشش پیدا کند و شروع کند به تولید کردن زیرا انسان تا زمانی که در هستی جاری هست و به سوی نور حرکت می‌کند رشد می‌کند ولی وقتی‌که ساکن شد سقوط می‌کند. مثال معروفش دوچرخه سواری است که تا وقتی رکاب می‌زنی رو به جلو حرکت می‌کنی و اگر رکاب نزنی به زمین خواهی افتاد.

در آخر از همه شما که به صحبت‌های من توجه کردید تشکر می‌کنم.

«در ادامه تولد سومین سال رهایی مسافر حبیب را به جشن و شادی نشستیم»

اعلام سفر مسافر حبیب:

سلام دوستان حبیب هستم یک مسافر

با بیش از ۱۵ سال تخریب وارد کنگره شدم، آخرین آنتی ایکس مصرفی شربت تریاک، مدت ۱۴ ماه سفر کردم به روش DST  ‘داروی درمان شربت OT  ‘راهنما آقای رضا شهریاری، مدت رهایی ۳ سال و ۲ ماه.

آرزوی مسافر حبیب:

آرزوی من برای تمام مسافرین این است، کسی که سفر خود را در این مجموعه آغاز می‌کند، هیچ وقت در طول این مسیر درگیر مسئله لژیون انضباطی نشود.

سخنان مسافر حبیب:

سلام دوستان حبیب هستم یک مسافر

تشکر می‌کنم از آقا رضا به خاطر تمامی زحماتی که در این مدت برای من کشیده‌اند و همچنین از آقای احمد رستمی و آقای اکبر ممی زاده تشکر و قدرانی می‌کنم. در ضمن از راهنمای همسفر خود خانم فاطمه تشکر ویژه می‌کنم به خاطر تمامی زحماتی که برای همسفران من کشیده‌اند.

یک تشکر ویژه از همسفران خود دارم، به خاطر اینکه یکی از بزرگترین دلایلی که اکنون حس و حال خوشی را تجربه می‌کنم، به خاطر همین همسفران عزیزم می‌باشد و به همین خاطر از آنها ممنون و سپاسگزارم.

باید به این مسئله اشاره کنم، من از زمانی که وارد کنگره شدم تغییرات را در خود احساس کردم ولی اکنون نمی‌توانم بگویم که از هر لحاظ به تکامل رسیده‌ام و هنوز نیاز به زمان‌دارم تا بر روی یک سری از مسائل خودکار کنم و یکی از دلایلی که پسرم اکنون اینجا حضور ندارد همین موضوع است.

در مورد آرزوی خود باید بگویم: زمانی که یک مسافر وارد سفر خود می‌شود خانواده آن شخص با هزاران امید و آ روز منتظر درمان شدن مسافرشان هستند اما خواسته یا ناخواسته فرد موفق به انجام این کار نمی‌شود و باعث می‌شود تا تمام باورهای همسفران آن شخص از بین برود و همین موضوع باعث خسارت‌هایی در زندگی آن افراد خواهد شد. امیدوارم تمامی افرادی که وارد این مجموعه می‌شوند هیچ‌گاه با این مسئله و لژیون انضباطی برخورد نکنند تا بتوانند به درمان و رهایی برسند.

سخنان کمک راهنمای محترم خانم فاطمه راهنمای همسفر :

سلام دوستان فاطمه هستم کمک راهنمای یک همسفر

من به نوبه خود این روز زیبا را به خانواده کنگره 60 تبریک عرض می‌کنم و همینطور به این خانواده عزیز که به معنای واقعی همگی‌شان کنگره ای هستند.

در ضمن به آقای شهریاری تبریک میگویم و همینطور به آقای حامد رحمتی که در حال حاضر در اینجا حضور ندارند، اما بذری است که ایشان کاشته‌اند و ما اکنون حاصل آن بذر کاشته شده را که سومین سال رهایی آقا حبیب است می‌بینیم و جا دارد که به آقای رستمی و شخص آقا حبیب نیز تبریک عرض کنم.

در مورد آقا حبیب باید بگویم: که اکثر ماقبل از ورد به این مجموعه به نوعی از حال و احساس خوبی برخوردار نبوده‌ایم و آقا حبیب نیز از این مسئله مستثنا نبوده‌اند. من امروز ایشان را تحسین می‌کنم، زیرا زمانی که شخصی در دل تاریکی‌ها اسیر و غوطه ور شده باشد باید کار بسیار بزرگی انجام دهد تا بتواند از آن شرایط خارج شود و به سمت روشنایی‌ها برگردد و ایشان با عملکرد مثبت خود در این مدت و سومین سال رهایش به این موضوع صحه نهاده است.

آقا حبیب با حضورشان در کنگره 60 و رسیدن به درمان نه تنها به خود کمک کردند بلکه توانستند به خانواده خویش کمک بزرگی کنند، شاید خودشان هم متوجه این موضع نباشند اما همسفر ایشان خانم اکرم در دوره قبلی در قسمت همسفران، مرزبان بودند و با تمام شرایط سختی که داشتند توانستند در این جایگاه به خوبی خدمت کنند و همینطور دیگر همسفر ایشان خانم مبینا که اکنون در قسمت کمک راهنمایی مشغول به خدمت هستند و این خود یک هنر است.

در آخر امیدوارم پیوند محبت در این خانواده روزبه‌ روز محکم‌تر شود و آقا حبیب را هر چه زودتر در جایگاه کمک راهنمایی ببینیم و در آینده شاهد جشن آزادمردی ایشان باشیم.

 

 سخنان همسفر، خانم اکرم:

سلام دوستان اکرم هستم یک همسفر

از خداوند ممنون و سپاسگزارم که در مسیر کنگره 60 قرار گرفتم تا بتوانم آرامشی در کنار خانواده خویش داشته باشم. تشکر می‌کنم از تمامی خدمتگزارنی که بستری فراهم کردند تا من امروز در این مسیر باشم و به راه خود ادامه دهم.

جا دارد از کمک راهنمایان آقای احمد رستمی، آقای حامد رحمتی، آقای اکبر ممی زاده و آقای رضا شهریاری تشکر کنم، به خاطر زحماتی که در این مدت برای مسافر من کشیده‌اند و همچنین تشکر ویژه‌ای می‌کنم از راهنمای عزیزم خانم فاطمه.

اگر امروز ما روزهای خوبی را سپری می‌کنیم تماماً به خاطر زحمات تمامی این راهنمایان عزیز است و اگر عشق و محبت این راهنمایان نبود شاید اکنون شاهد این روزهای خوب نبودیم.

امروز نه تنها به مسافر خود بلکه به فرزندان خویش نیز افتخار می‌کنم، مخصوصاً به دخترم، خانم مبینا که اکنون در جایگاه کمک راهنمایی مشغول به خدمت هستند.

در آخر از خداوند بزرگ ممنون و سپاسگزارم که امروز شاهد این‌چنین روزی هستم.

سخنان همسفر، کمک راهنما، خانم مبینا:

سلام دوستان مبینا هستم یک همسفر

خداوند را شاکر هستم که امسال در کنگره 60 در کنار خانواده خویش حضور داریم و شاهد جشن سومین سال رهایی پدر خویش هستم، ۳ سال از عجز مواد ما می‌گذرد و ما سومین سالی است که زندگی بدون مواد مخدر را تجربه می‌کنیم.

بسیار خوشحال هستم و تبریک میگویم به پدر خود به خاطر اینکه در هرکجا که پای گذاشت در آن مسیر موفق بود و در کنگره 60 نیز این‌چنین عمل کردند و در این مسیر هرروز شاهد تغییر و رشد ایشان بودیم، خوشحال هستم برای مادر خود که از این به بعد قرار است به نوعی پادشاهی کند، حال چرا پادشاهی؟ به خاطر اینکه بعد از گذراندن تمامی آن سختی‌ها اکنون در شرایطی هستند که لیاقت پادشاهی را دارند.

امروز برای خواهران خود بسیار خوشحال هستم که با پدری زندگی می‌کنند که آن پدر می‌تواند امروز به آنها ابراز عشق و محبت کند، احساسی که به خاطر اعتیاد پدرم و پرده‌ای که میان من و او ایجاد کرده بود هیچ وقت وجود نداشت و اجازه نمی‌داد تا ما به یکدیگر ابراز عشق و محبت کنیم و یا از کلمه دوستت دارم استفاده کنیم.

امروز پیام من به تازه واردین که هنوز به این مکان امید ندارند این است که امروز بمانید، برای پدرانتان دختری کنید، برای همسران خود همسری کنید، برای فرزندان خود مادری کنید تا روزی در این جایگاه بنشینید و در این جایگاه اشگ شوق بریزید.

در آخر به پدر خود تبریک میگویم و به ایشان میگویم که من به شما افتخار می‌کنم و دستت دارم.

سخنان کمک راهنما، مسافر داود:

سلام دوستان داود هستم یک مسافر

به آقا حبیب و خانواده عزیز و محترمشان تبریک عرض می‌کنم، به خاطر سومین سال رهایی ایشان.

این حرف را از صمیم قلب میگویم: امروز بسیار خوشحال هستم که این‌چنین خانواده‌ای دارم و باید بگویم که آقا حبیب را به چشم یک پدرزن نمی‌بینم و اگر بخواهم نام سه تن از بهترین دوستان خود را نام ببرم یکی از آنها آقا حبیب عزیز است و برای یکایکتان آرزوی خوشبختی و موفقیت دارم.



مرزبان کشیک: مسافر سعید

مرزبان کشیک همسفران: همسفر مریم

عکاس: مسافر رحیم

تنظیم و ویراستاری: مسافر محمود

 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه های آموزشی عمومی، تولدها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
امیر لژیون سوم یکشنبه 22 تیر 1399 05:44 ب.ظ
سلام به عزیزان زحمتکش سایت نمایندگی
و تبریک به آقا حبیب.و همسفرشون.
محمد مسافر لژیون هفتم یکشنبه 22 تیر 1399 01:10 ب.ظ
تبریک ب اقا رضا ایجنت نمایندگی رودهن واقا حبیب مرزبان خوب ودوست داتشتنی امیدوارم تمام سفر اولی ها این جایگاه تجربه کنند....
مسافر احمد رستمی یکشنبه 22 تیر 1399 09:58 ق.ظ
سلام خدا قوت
شیرینی این تولد گوارای وجودتان
فاطمه همسفر احمد لژیون یکم یکشنبه 22 تیر 1399 08:05 ق.ظ
سلام و خدا قوت به مسئولین فعال وبلاگ
و عرض تبریک به خانواده بزرگ کنگره عشق بابت این روز زیبا
سمیرا همسفر رحیم لژیون یکم یکشنبه 22 تیر 1399 01:32 ق.ظ
تبریک به آقا حبیب و همسفران ایشان. خداقوت خدمت آقای شهریاری و خانم فاطمه ملکی عزیز.
مسافر سعــــید قیـــاسـی یکشنبه 22 تیر 1399 01:02 ق.ظ
خداقوت به آقا رضا وتبریک به آقا حبیب مرزبان
مسافر محمود شنبه 21 تیر 1399 11:42 ب.ظ
تبریک به آقا حبیب عزیز و خانواده محترمشان.
در ضمن تبریک و خداقوت عرض میکنم، به راهنمایان محترم، آقای شهریاری و خانم ملکی.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic