مصاحبه
پنجشنبه 18 اردیبهشت 1399 ساعت 05:01 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست محمود احدی نوید | ( نظرات )

گفتگویی داشتیم با مسافر سعید یکی از مرزبانان نمایندگی رودهن

به نظر من یک مرزبان، باید با عقل حرکت کند و در راستای آن، با عشق به حرکت خود شعاع دهد، تا بتواند باایمان در این مسیر، خستگی ناپذیر باشد


با سلام

در خدمت مرزبان محترم نمایندگی رودهن، مسافر سعید هستیم.

ایشان با بیش ۱۷ سال تخریب شیره به صورت خوراکی، وارد کنگره 60 شدند و به مدت ۱۱ ماه سفر کردند، به روش DST با داروی درمان، شربت OT با راهنمایی ایجنت محترم و اکنون نزدیک به ۳ است که آزاد و رها هستند، همچنین مسافر سیگار نیز می‌باشند و به مدت ۱۱ ماه سفر کردند به روش DST با داروی نیکوتین خوراکی با راهنمای آقای رضا شهریاری و اکنون مدت ۲ سال و ۸ ماه است که از بند نیکوتین، نیز آزاد رها هستند و در رشته ورزشی فوتسال فعالیت می‌کنند.

۱ - لطفاً برای ما بگویید تا به حال در کنگره 60 در چه جایگاه‌های خدمتی، خدمتگزار بوده‌اید؟

من در سفر اول خود در قسمت سایت مشغول به خدمت بودم و زمانی که وارد سفر دوم شدم به مدت یک سال مسئول فالوآپ نمایندگی بودم، همچنین بیش از ۱ سال در قسمت مبصری کلینیک خدمت کرده‌ام و در قسمت نگهبانی و دبیری نیز تجربه خدمت را دارم و اکنون نیز در قسمت مرزبانی مشغول به خدمت هستم.

۲- لطفاً برای ما بگویید انگیزه شما برای شرکت در انتخابات مرزبانی چه بوده است؟

در اویل با این تفکر وارد این انتخابات شدم که این دینی است که به گردن من است و باید آن را ادا کنم، اما زمانی که به جلو حرکت کردم متوجه شدم که برای هر سفر دومی خدمت در قسمت مرزبانی تا حد بسیار زیادی لازم است و باید این پست خدمتی را تجربه کند.

به نظر من مرزبانی، بزرگترین کمکی به من در این مدت کرده است این بوده که توانسته‌ام به لطف خدمت در این قسمت حس و حال بهتری داشته باشم و روی نواقص و عیب‌های خود بیشتر کارکنم.

۳ - لطفاً برای ما بگویید خدمت در قسمت مرزبانی را چگونه می‌بیند؟ (منظور بیشتر در برخورد با تازه واردین و مسافرین سفر اول است)

برای جواب به این سؤال بهتر است مثالی برای شما بزنم، در دوران کودکی زمانی که در زمین کشاورزی مشغول به کار می‌شدم، برای برداشت محصول خودمان که نخود بود، ما بصورت گروهی کار می‌کردم و روش کار ما این‌چنین بود، اول یک گروه شروع به درو و جمع‌آوری آن محصول کشاورزی می‌کرد و آن محصول جمع‌آوری شده را درجایی روی هم انباشته می‌کردند و گروه بعدی تمامی این محصولات جمع‌آوری یا درو شده را در خرمن انبار می‌کردند، اما گروه آخر که پشت سر این دو گروه حرکت می‌کرد، وظیفه‌اش این بود که خوشه‌های نخود که در حین کار جمع‌آوری، از میان محصولات ریخته بود و جامانده بودند را دانه‌دانه جمع‌آوری و تمیز می‌کردند و در آخر آنها را در داخل کیسه‌ای می‌گذاشتند و ما به این مرحله از کار (خوشه‌چینی) می‌گفتیم. هر چند این قسمت از محصول بسیار ناچیز بود و حداکثر یک یا دو کیسه بیشتر نمی‌شد، اما نکته بسیار مهم این است که این محصول، جدا از تمامی برداشت محصول ما در طی آن روز بود و همیشه محصول خوشه‌چین شده را در گوشه ایی از انبار می‌گذاشتیم و جالب است بگویم که زمانی که یک خریدار برای خرید محصولات به آنجا می‌آمد، تمام محصولات را به یک چشم می‌دید و آن کیسه خوشه‌چین شده را به چشم دیگر.

خدمت در قسمت مرزبانی به نظر من یعنی خوشه‌چینی، دانه‌دانه افراد را با زحمت و تلاش می‌خواهیم به درجه بالا و بالاتر برسانیم. نگاه من به یک تازه‌وارد و یک سفر اولی مانند همان خوشه است که دانه‌دانه برداشت می‌کنی و از ارزش بسیار بالایی نیز برخوردار می‌باشند و اگر خریدار آن خداوند باشد آن را باقیمت بالایی خواهد خرید.

۴ - لطفاً به ما بگویید آیا خانواده، کار یا درآمد، خللی در خدمت کردن شما در کنگره ایجاد می‌کند؟ و اینکه چگونه هماهنگ می‌کنید که هم در کنگره حضورداشته باشید و هم اینکه با حضورتان در کنگره خللی در زندگیتان وارد نشود؟

اویل همین موضوع برای من سؤال بود که خدمتگزان کنگره 60 چگونه هم خدمت می‌کنند و هم به مسائل خانواده خویش می‌پردازند و می‌دیدم که بعضی‌ها در مشارکت‌های خود می‌گفتند، اول کنگره سپس زندگی و کار و من در اویل با این گفته موافق نبودم، رفته‌رفته با خدمت‌های کوچکی که به من واگذار می‌شد، در پس همین خدمت‌ها شاهد نشان‌هایی بودم و مشاهده می‌کردم که زمانی که من مشغول به خدمت هستم همه چیز زندگی من با خدمت من تنظیم می‌شود و متوجه شدم که من نه تنها کار خود را به شکل کامل انجام می‌دهم، بلکه از زمان کافی برای خدمت در کنگره 60 برخوردار هستم و این نیرویی بود که کمک می‌کرد تا بتوانم هردوی این‌ها را در کنار هم داشته باشم، رفته‌ رفته که نقطه تحمل من در قسمت خدمت کردن بالا رفت، متوجه شدم که می‌توانم خدمتی را انتخاب کنم که هر یک روز در میان در نمایندگی حضورداشته باشم و در کنار آن نیز مشغول به کار باشم و به حرفه خود بپردازم.

به‌هرحال، در کنگره 60 نیرو و انرژی بسیار عظیمی در حال جریان می‌باشد و این نیروی مافوق است که در حال اداره این مجموعه است و این را باید بدانیم که این مجموعه وزندگی ما به کمک این نیروهای مافوق و الهی در حال اداره شدن هست، پس زمانی که ما در مسیر درست و ارزشی باشم، همه چیز دست به دست هم خواهد داد تا شرایط خوبی برای ما فراهم شود.

پس به کمک این نیرو، هم می‌توان خدمت کرد و هم می‌توان به بهترین شکل ممکن به خانواده و کار و مسائل دیگر پرداخت.

۵ - لطفاً به ما بگویید توصیه شما به یک تازه‌وارد که قصد ورود به کنگره 60 را دارد چیست؟

صحبت من با یک سفر اولی این است که باید حتماً گوش به فرمان باشد و هر چه راهنما به او می‌گوید بدون چون‌وچرا انجام دهد. درجایی مطلبی را خواندم که بد نیست برایتان بازگو کنم، در آن مطلب این‌چنین آمده بود که اگر می‌خواهید که فرزندتان در زندگی خود فردی موفق و کارآمد باشد باید دو دهه اول زندگی او را به سه بخش تقسیم کنیم.

هفت سال اول (سیادت) یعنی فرزند هرگونه که دوست دارد زندگی کند، سیادت یعنی آقایی، پس هفت سال اول کودک یا فرزند به هرگونه که دوست دارد باید سپری شود و ما هیچ دخالتی در رفتار و کردار او نداشته باشم.

هفت سال دوم (اطاعت) یعنی فرزند در این مدت باید اطاعت پذیر باشد و هر آنچه والدین به او میگویند را انجام دهد.

هفت سال سوم (وزارت) یعنی اینکه پدر و مادر در بعضی از موارد از فرزند نظرخواهی کنند و نظر او را در مورد بعضی از مسائل از او جویا شوند.

این مسئله در مورد مسافران نیز به همین‌گونه است، یک تازه‌وارد زمانی که وارد کنگره 60 می‌شود در دوره سیادت هست و زمانی که وارد سفر اول می‌شود، دوره اطاعت را پشت سر می‌گذارد و در آخر که به سفر دوم وارد می‌شود پا به دوره وزارت می‌گذارد و در قسمت‌هایی نظر او را جویا مشوند و از او می‌خواهند که شما باید خدمتگزار شوید... در کل می‌تواند وزیری برای زندگی خویش شود.

۶ - لطفاً برای ما بگویید یک مرزبان برای خدمت در این جایگاه باید دارای چه ویژگی و نقاط قوطى باشد؟

اول ‌ازهمه باید بگویم که یک مرزبان باید همیشه با این تفکر خدمت کند که امروز اولین روزی است که شروع به خدمت کرده است تا باانگیزه و انرژی بالا شروع به خدمت کردن نماید.

به نظر من یک مرزبان، باعقل باید حرکت کند تا در راستای آن با عشق به حرکت خود شعاع دهد و باایمان در این مسیر، خستگی ناپذیر باشد، در ضمن همیشه نیروی مافوق را در ذهن خود تجسم کند که من این خدمت را نه تنها برای خود بلکه برای رضایت نیروی مافوق از خود انجام می‌دهم تا هم خود و هم نیروی مافوق، از عملکردمان راضی و خشنود باشد و باید این را بدانیم که این گونه خدمت کردن بی جواب باقی نخواهد ماند و پاداش آن را دریافت خواهیم کرد.

همان‌طور که جناب آقای مهندس گفتند: از معنویات می‌توان به مادیات رسید، اما از مادیات نمی‌توان به معنویات رسید و من این موضوع را از درون حس کرده‌ام.

۷ - لطفاً به ما بگویید آیا خدمتی را که در کنگره 60 انجام می‌دهید، بازتاب آن را در زندگی خود می‌بینید؟

بدون شک من بازتاب خدمتی را که اکنون انجام می‌دهم هم در باطن و هم ظاهر کاملاً مشاهده می‌کنم، اگر در ظاهر بخواهم بگویم، همین حال خوش و حس خوبی است که اکنون دارم و همچنین موفقیتی که در زندگی کنونی من وجود دارد.

خوب هر فردی که وارد کنگره 60 می‌شود زندگی او به دو بخش قبل از کنگره و بعد از کنگره تقسیم می‌شود، زمانی که این دو را باهم مقایسه می‌کنم، می‌بینم که بسیاری افراد وجود دارند که ازنظر مالی در شرایط بسیار خوبی هستند، اما ازنظر روحی و روانی دارای شرایط بسیار بدی می‌باشند؛ اما به خود که نگاه می‌کنم، می‌بینم که شاید شرایط مالی بسیار آنچنانی و وضع مرفهی نداشته باشم، اما از شرایط جسمی، روحی و روانی خوبی برخوردارم و می‌توانم بازتاب این حس و انرژی خوب و بالا را در میان خانواده و اطرافیان خویش تقسیم کنم و به خاطر این موضوع از خداوند عزیز ممنون و سپاسگزارم.

۸ - لطفاً برای ما بگوید یک همسفر تا چه اندازه می‌تواند در سفر مسافر خود نقش داشته باشد؟

من به شخصه اگر در سفر اول همسفرم، مرا همراهی نمی‌کرد، شاید هرگز موفق نمی‌شدم وارد سفر دوم شوم، به خاطر دارم چندین بار در طول سفر اول خود در حال خارج شدن از مسیر بودم اما همسفرم، مانع خارج شدن من از مسیر مستقیم شد و به نوعی مرا به مسیر اصلی هدایت کرد و به خاطر تمامی آن لحظات که در کنارم بودند، از ایشان ممنون و سپاسگزارم که مرا کمک و همراهی کردند.

به یاد دارم زمانی که راهنمای من از من خواستند تا همسفر خود را نیز به کنگره بیاورم تا در جلسات همسفران شرکت کند، به خاطر اینکه فردی اطاعت پذیر بود پذیرفتم و همسفر خود را وارد قسمت همسفران کردم و این موضوع توانست به من در درمان اعتیادم کمک بسزایی کند.

جا دارد این را بگویم، افرادی که بدون همسفر وارد کنگره 60 می‌شوند و سفر خود را به پایان می‌رسانند و در سفر دوم خود به عنوان یک خدمتگزار در نمایندگی حضور پیدا می‌کنند، این افراد را به‌گونه‌ای ستایش می‌کنم و به صورت خاصی آنها را دوست می‌دارم.

در آخر بهترین جمله‌ای که به ذهنم می‌رسد در مورد این سؤال بگویم، این است که یک همسفر همانند همراه و همیار برای یک مسافر قیمتی و ارزشمند است و هر مسافری باید قدران و قدرشناس همسفر خود باشد، چون بدون همسفر واقعاً کار برای مسافر سخت می‌باشد.

۹ - لطفاً به ما بگویید به نظر شما یک خدمتگزار در هر جایگاهی اولین چیزی که باید مدنظر داشته باشد چیست؟

قبل از هر چیزی باید بگویم یک خدمتگزار قبل از اینکه بخواهد جایگاه خدمتی را بر عهده بگیرد، بهتر است به درون خود رجوع کند و ببینید آیا از عهده آن خدمت بر می آید یا خیر، سپس با ایمان راسخ و قدمهای محکم و با عشق و محبت درونی در آن قسمت مشغول به خدمت و آموزش شود و زمانی که وارد مسیر شد، خود مسیر راه را به او نشان می‌دهد تا شخص بتواند در آن جایگاه هم آموزش بگیرد و هم آموزش دهد.

گر مرد رهی میان خون باید رفت
وز پای فتاده سرنگون باید رفت

تو پای به راه در نه و هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید رفت

۱۰ - لطفاً برای ما بگوید اکنون که درگیر ویروس کرونا هستیم و نمایندگیهای سراسر کشور مثل گذشته فعالیت ندارند، آیا در عملکرد خدمتی شما، این تغییرات تأثیری داشته است؟

یکی از سختی‌هایی که در این مدت متحمل شدم این بود که همانند گذشته نتوانستیم در کنار هم باشیم و با در کنار هم بودن آن تبادل انرژی دوطرفه را دریافت یا پرداخت کنیم.

اما در مورد این سؤال به دو صورت علمی و فلسفی می‌توان پاسخ داد، ازنظر علمی خوب کاملاً مشخص است ما باید بهداشت را رعایت کنیم و در جواب فلسفی به این سؤال باید بگویم مرگ تمامی انسانها دست یک نیروی برتر یا همان خداوند ما است.

ویروس کرونا یک ماده است، اما در دنیا و در هستی ذراتی وجود دارند به نام ذرات هستی یا عشق که اگر ما به آن ایمان داشته باشیم، باید مطمئن باشیم که این ذرات می‌توانند غلبه کنند بر ویروسی ناچیز و حقیر، البته ناگفته نماند که باید بهداشت شخصی و مواردی را که وزارت بهداشت به ما علام می‌کند را رعایت کنیم.

در آخر امیدوارم هر چه زودتر شرایط به حالت عادی و گذشته خود بازگردد.

۱۱ - حرف آخر.

آرزوی موفقیت برای تمامی مسافران و همسفران کنگره 60 دارم و امیدوارم آنهایی که واقعاً خواستار رهایی هستند هر چه سریعتر با کنگره 60 آشنا شوند و سفر خود را آغاز کنند.

 در آخر امیدوارم هر چه زودتر از خود صاحب زمینی شویم تا بتوانیم جلسات خود را در آنجا برگزار کنیم.


عکاس: مسافر مرتضی

تنظیم و ویراستاری: مسافر محمود

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مصاحبه،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر قاسم لژیون ششم شنبه 20 اردیبهشت 1399 11:27 ق.ظ
سلام و خدا قوت به آقا سعید و آقا محمود
مسافر احمد رستمی جمعه 19 اردیبهشت 1399 09:41 ب.ظ
سلام خدا قوت به خدمتگزاران عزیز
مریم همسفر سعید جمعه 19 اردیبهشت 1399 01:16 ب.ظ
سلام و خداقوت به تمام خدمت گذاران شعبه رودهن، به خصوص مرزبانان محترم، سخنان خیلی زیبا و آموزنده ای داشتید، انشاالله شما را در جایگاه کمک راهنمایی ببینم.
مسافر رحیم لژیون ششم جمعه 19 اردیبهشت 1399 10:43 ق.ظ
سلام و خداقوت آقا سعید. صحبتهای شما خیلی تاثیرگذار بود و برای من قابل استفاده. سلامت باشید
مسافر حبیب الله پنجشنبه 18 اردیبهشت 1399 10:39 ب.ظ
سلام
اقا سعید کلی لذت بردم و کیف کردم
صحبتهای خیلی خوبی بود که میشود از ان در مسیر خدمت استفاده نمود و کاربردی کرد
مسافر محمود پنجشنبه 18 اردیبهشت 1399 09:20 ب.ظ
سعید جان، عاااالی بود.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic