دلنوشته
پنجشنبه 3 بهمن 1398 ساعت 08:26 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست محمود احدی نوید | ( نظرات )

دلنوشته ای در مورد «روزهای تلخ اعتیاد و آشنایی من با کنگره 60» نوشته شده به دست مسافر محمدرضا


زمانی که وارد نمایندگی رودهن شدم دوستی به سمت من آمد و مرا در آغوش گرفت و با مهربانی مرا به سمت اتاق مشاوره برد، در آنجا متوجه شدم که اینجا من می‌توانم اعتیاد خود را درمان کنم و از نظر روحی و روانی به تعادل برسم.

نمی‌دانم که چه باید بگویم و یا که از کجا شروع کنم، اما اولین روزی که به معنای واقعی اعتیاد و خماری را درک کردم به یاد صحبت‌های یکی از دوستانم افتادم که به من گفته بود، هزار شب نشئگی به یک شب خماری نمی‌ارزد. بله او کاملاً درست می‌گفت اعتیاد به مواد مخدر بدترین چیز برای یک انسان می‌تواند باشد و شرایط زندگی را برای فرد مصرف ‌کننده بسیار سخت و دشوار می‌کنند زمانی متوجه شدم که درگیر اعتیاد به مواد مخدر هستم که دیگر کار از کار گذشته بود و من تا گردن در باتلاق اعتیاد فرو رفته بودم.

چند ماهی بود که من خودم را به هر دری می‌زدم تا بتوانم اعتیاد خود را درمان کنم ، راههای بسیاری را رفتم یکی از دوستان به من می‌گفت متادون مصرف کنم و به مرور زمان دوز آن را کم کنم اما من به تنهایی قادر به این کار نبودم.

تخریب من تا جایی پیش رفت که مرا از نظر روحی و روانی به جایی رسانده بود که روزی چندین بار به خاطر اعتیادم به مواد مخدر گریه می‌کردم و گاهی نیز به خودکشی هم فکر می‌کردم تا اینکه یکی از دوستان به من گفت جایی را می‌شناسم که بدون درد و خماری می‌توانم مواد مخدر خود را قطع کنم، با دوستان دیگر که راجب این موضوع صحبت کردم، آنها به من می‌گفتند هم‌چین چیزی امکان ندارد و ترک مواد مخدر بدون درد و خماری تنها یک خواب است و بس.

به هر حال از روی ناچاری آدرس گنگره۶۰ نمایندگی رودهن را از دوست خود گرفتم و به سمت نمایندگی حرکت کردم زمانی که به آنجا رسیدم متوجه شدم که نمایندگی به جای دیگری منتقل شده است و من بخاطر اینکه آدرس آن را نمی‌دانستم به خانه برگشتم و مدتی دوباره از روی ناچاری به مصرف مواد خود ادامه دادم. مدتی گذشت و من با پرس‌وجو آدرس جدید نمایندگی را پیدا کردم و با خوشحالی وارد نمایندگی جدید شدم. زمانی که وارد سالن شدم، جا خوردم دیدم که همه چیز سفید است حتی تمام مسافران لباس‌های سفید بر تن دارند با خود گفتم خدایا اینجا چرا اینگونه است؟ چرا چهره هیچ یک از اینها به یک فرد مصرف کننده نمی‌خورد؟ گویی تا به حال در زندگی خود یک نخ سیگار هم مصرف نکرده‌اند، سپس دوستی به سمت من آمد و مرا در آغوش گرفت و با مهربانی مرا به سمت اتاق مشاوره برد، در آنجا متوجه شدم که اینجا من می‌توانم اعتیاد خود را درمان کنم و از نظر روحی و روانی به تعادل برسم.

من از خداوند خود سپاسگزارم که این راه را به من نشان داد و امیدوارم بتوانم این مسیر را به پایان برسانم و درمان شوم.


نویسنده: مسافر محمدرضا، لژیون هفتم

تنظیم و ویراستاری: مسفر محمود


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفرعمید یکشنبه 6 بهمن 1398 08:38 ق.ظ
حرفی که از دل برآید
لاجرم بر دل نشیند.
انشاالله شما و همه ی سفر اولیها سفرتونو با موفقیت به پایان برسونید.
مسافر احمد شنبه 5 بهمن 1398 04:21 ب.ظ
سلام بسیار عالی
مسافر احمد شنبه 5 بهمن 1398 04:20 ب.ظ
سلام بسیار عالی
حبیب الله جمعه 4 بهمن 1398 05:10 ب.ظ
سلام
حس خوبی داشت
کیف کردم
مسافر قاسم لژیون ششم پنجشنبه 3 بهمن 1398 03:19 ب.ظ
خدا قوت به علی عزیز مطلبت بسیار زیبا بود
مسافر محمود پنجشنبه 3 بهمن 1398 10:48 ق.ظ
به امید رهایی شما دوست عزیز.
زهرا همسفر مجتبی پنجشنبه 3 بهمن 1398 10:13 ق.ظ
سلام خداقوت
ان شاءالله به لطف خداونددراین مسیر موفق باشید دلنوشته زیبایی بود.

خداقوت ویژه هم به مسئول وبلاگ
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic